الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
64
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
درباره پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) مىخوانيم با اينكه او عقل كلّ بود ولى باز از طرف خداوند مورد خطاب قرار مىگيرد كه از ما علم بيشترى بخواه « قُل رَبِّ زِدْنى علماً » « 1 » : يعنى نسبت به علم هيچ توقفگاهى براى هيچ كس و هيچ حالى نيست ، بايد تا آخرين لحظه به دنبال دانش رفت . در مورد حضرت موسى ( عليه السلام ) نيز مىخوانيم با اين كه شرح صدر پيدا كرده بود ، رب اشرح لى صدرى و حكمت و دانش در سينه داشت وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَيْنَاهُ حُكْماً وَعِلْماً : « هنگامى كه او نيرومند و كامل شد ، حكمت و دانش به او بخشيديم » . « 2 » باز مأمور مىشود در برابر استادى چون حضرت « خضر ( عليه السلام ) » زانو زند ، و همچون شاگردى از او درس گيرد ( قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً ) : « موسى ( عليه السلام ) به آن مرد عالم الهى ( خضر ) گفت : آيا من از تو پيروى كنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده است ، و مايه رشد و هدايت است به من بياموزى ؟ « 3 » اميرمؤمنان نيز مىفرمايد : « العلم ميراث الانبياء و المال ميراث الفراعنه » : « علم ميراث پيامبران و مال ميراث فرعونها است . » « 4 » 5 - شرط اصلى مديريت و رهبرى علم و شناخت است . حضرت « يوسف ( عليه السلام ) » هنگامى كه پيشنهاد مقام مهمى در حكومت مصر به او شد ، وى گفت مرا به سرپرستى خزائن بگماريد ، و دو دليل براى اين مديريت ذكر كرد : امانتدارى و عالم و آگاه بودن اجْعَلْنِى عَلَى خَزَائِنِ الْارْضِ إِنِّى حَفِيظٌ عَلِيمٌ : « مرا سرپرست خزائن اين سرزمين قرار ده چرا كه من امانتدار آگاهى هستم » . « 5 » در داستان بنىاسرائيل نيز مىخوانيم هنگامى كه آنان آمادگى خود را براى
--> ( 1 ) . سوره طه ، آيه 114 . ( 2 ) . سوره قصص ، آيه 14 . ( 3 ) . سوره كهف ، آيه 66 . ( 4 ) . بحار الانوار ، جلد 1 ، صفحه 185 . ( 5 ) . سوره يوسف ، آيه 55 . .